عنوان | بازدید |
شعر مورد دار ایرج میرزا! | 684779 |
سوتی های اخیر شبکه 3 و.... | 26017 |
تو عروس کسی اگر بشوی..از زبان شاعران متفاوت|شعر | 21419 |
کوچه های نمناک(شعر بلند ولی بسیار زیبا) | 14800 |
چای دونفره در کنار آتش! | 13298 |
شلوار جاستین بیبر | 12374 |
اسیر عشق | 10249 |
لالبی الا لبت لا بوس الا بوسه ات|شعر | 9637 |
♥بهارنارنج♥
♥تحمل نداره نباشی♥...♥دلی که تو تنها خدا شی♥
لایق اشک
زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت...
شیوانا از مقابل آنها عبور کرد..وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید.
زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند
او مرد لایق و خوبی است و تنها عیب که دارد بد دهنی و زشت کلامی اوست
که گاهی مرا به گریه وا می دارد!
شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت :
هیچ انســـانی لیــــاقت اشک های انســـــان دیگــــر را ندارد
و اگـــــر انســـــان لایقی در دنیــــا پـــیدا شد او هرگــــز دلش نمی آید...
من نوشت: اشک مقدسه قدرش رو بدونید.
شما

نویسنده : بهارنارنج | تاریخ : پنج شنبه 5 تير 1393 |
موضوعات مرتبط : عاشقانه، ، |
برچسب ها : شما,بوی عطر,دور بودن عشق,بهارنارنج,شعر عاشقانه,عاشقانه, |
فاطمه را فاطمه نامیدند!
فاطمه را فاطمه نامیدند:
تا همه بدانند از بدی ها بر کنار است.(بحار الانوار،ج43،ص10)
شیعیان راستین او در پناهش از آتش جهنّم محفوظ می مانند.(همان،ص12و14)
به سبب او، طمع دشمنان اسلام از وراثت پیامبر(صلّ الله علیه وآله) قطع میشود.(همان،ص13)
دانش همراه شیر به او ارزانی می گردد.(همان)
یکی از روایاتی که بر آسمانی بودن این نام تاکید دارد روایت پیامبر اکرم(صلّ الله علیه و آله) است که فرمود:
«...جبرئیل آن سیب (خداوند نور فاطمه را به شکل سیب در آورده بود) را از بهشت برای من آورد...و
گفت: این سیبی است که خداوند به عنوان هدیه از بهشت برای تو فرستاده است. من سیب را گرفتم و به سینه خود چسباندم،
جبرئیل به من گفت: خداوند می فرماید سیب را بخور. وقتی سیب را پاره کردم، نوری از آن برخاست که من ترسیدم.
جبرئیل پرسید:چرا نمی خوری؟ بخور و نترس. این نور کسی است که نام او در آسمان منصوره است و در زمین فاطمه.»
توبه کن
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفتی: فانی قریب.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶)
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم...كاش میشد بهت نزدیك شم
...گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛
ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم
و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید.
او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن
تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه
خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!
و آدم عاشق بود، دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد
اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت
آدم همه ی عشقش را درون یک قطره ریخت قطره از قلب عاشق عبور کرد!
و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید. خدا گفت :
حالا تو بی نهایتی، زیرا که عکس من در اشــک عــاشق است!
خدایا به خاطر این که هرگز تنهایم نمی گذاری از تو سپاسگذارم !
خدایا به خاطر این که هر گاه در جاده زندگی قدم هایم اندکی
از راه راست سست میشود ، تو با تلنگری به راهم می آوری ، از تو سپاسگذارم !
مرا ناموس خود بدان
من زنم !
زنی از جنس خواهـــــرت زنی از جنس مـــــادرت زنی از جنس همســـــرت ....
هر گاه نگاهی نابهنگــــام ، از سر هــــوس بر من انداختی ؛
نـــــاموس خود را ، در چشـمــــان پلید رهگذران انســــان نمــــا حس کن ...
آنچه تو را به خشــــم وامیدارد ، بــــرادر و پــــدر و شوهــــر من را نیز به خشـــــم وامیدارد!
سلام بچه ها من دیگه رفتم تا بعد از امتحانا برمیگردم...
حلالم کنید...
فدای همتون...دوستون دارم...
تسلیت شهادت حضرت زهرا(س)سال93
ای روح دو صــد مسیـــح محتـــاج دَمَت * زهــــرایی و خـــورشیــــد غبـــار قدمت
کی گفتــه که تو حـــرم نـــداری بانـــو؟ * ای وسعت دلهـــای شکستـــه ، حَـــرَمت ...
آدم و خدا
گفتم اگر ، خوانــــم تو را؟ گفتی اجـــــابت می کنم
گفتم تو میبینــــی ، مرا ؟ گفتی نگــــاهت می کنم
گفتم ندارم ، توشـــه ای ؟ گفتی عطـــایت می کنم
گفتم که ، ره گـــم کرده ام گفتی هدایـــت می کنم
گفتم که اصــــــلاحم نمـــا گفتی عنـــــایت می کنم
گفتم که،میبخشـــی مرا؟ گفتـی کــــرامت می کنم
گفتم شود،مومـــن شوم؟ گفتی اشــــارت می کنم
گفتم اگر ، مومـــن شـدم گفتـی بشـــــارت می کنم
گفتم که یـــارم می شوی؟ گفتی رفــــاقت می کنم
گفتم بهشتــــم می بری ؟ گفتی ضمـــانت می کنم


خوش اومدید
بعله.. یه خبراییه...دوستان بپرین وسط....
ایول...بابا بیاید وسط دیگه...
نمیبینید چقد خرج کردم گروه اورکس آوردم!
من کلا خوب نمیرقصم...ولی خب اینجا جوش گرفتتم...چه کنیم دیگه!
ادمو سگ بگیره..جو نگیره!
تقدیم به همه ی دوستای عزیزم که توی جشن من شرکت کردن...
حالا میگم مناسبتشو....
بعله...تولدمه.... اینم از کیکمون...
اینم از کیکمون...قابل شمارو نداره...بفرمایید..
چه کادو های خوبیممنون از همگی...
اصن دیده بودید کسی به این وسعت واسه خدش تولد بگیره؟؟؟
..اره دیگه ادم باید همیشه خودشو تحویل بگیره
ممنونم بابت لطف همه....امیدوارم پارتی تولدم خوش گذشته باشه..
نویسنده : بهارنارنج | تاریخ : دو شنبه 11 فروردين 1393 |
موضوعات مرتبط : عاشقانه، ، |
برچسب ها : تولدم مبارک,تولد,جشن 19سالگی, |
اووووووممممم....
شما اگه دقت کنی همین کلمه “قرقروت” و یا”گوجه سبز”
یا حتی “لواشک ترش” و یا "آلوچه" و در بعضی مواقع هم “آب زرشک البالو” خودش…
ادامه جمله رو ول کن!...
آب دهنتو قورت بده بعد...!!!
دهنم آب افتاد!
مامان...
مادر ڪودڪش را شیر می دهد
و ڪودڪ از نور چشم مادر
خواندטּ و نوشتـטּ می آموزد...
وقتی ڪمی بزرگتر شد
ڪیف مادر را خالی می ڪند
تا بستہ سیگاری بخرد...
بر استخواטּ های لاغر
و ڪم خوטּ مادر راه می رود
تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود...
وقتی برای خودش مردی شد..........آدم شد
باد به غب غب می اندازد...
انگار که ڪنفرانس مطبوعاتی ترتیب می دهد ...........
می گوید :
عقل زטּ ڪامل نیست ..!!
من نوشت: ایشالله که همیشه سایه ی مامانای عزیزمون بالای سرمون باشه..
مامان گلم دوستت دارم.
مبادا...
مبادا شوخی شوخی وارد دل کسی شوید
که او جدی جدی شما را به قلبـــش
دعوت کرده باشد یادتــان باشد
هرگز باعث گریــه کسی نشوید
چون خدا اشــک های اورا میشمارد
و به وقتــش با شما حسـاب میکند!
من نوشت: از هر دست بدی...از همون دست پس میگیری!
فرار دختر همسایه!
~9.jpg)
.gif)
.gif)




.gif)
.gif)
نویسنده : بهارنارنج | تاریخ : یک شنبه 3 فروردين 1393 |
برچسب ها : فرار دختر همسایه,ماشین اقای همسایه, |
صفحه قبل 1 ... 34 35 36 37 38 ... 63 صفحه بعد |